آیا پوشش و حجاب در کاهش جرائم جنسی موثر است؟
یکی از مطالبی که در مورد حجاب گاهی عنوان می شود این هست که حجاب تاثیری در کاهش آمار جرائم جنسی یا حفاظت زن ندارد و بیشتر خودش عامل محرک است. این سخن بیشتر در جواب سخن معروف "حجاب مصونیت است نه محدودیت" گفته می شود. چنین افرادی معمولا مواردی مانند تفاوت جنسی زن و مرد را می پذیرند. قبول می کنند مردان بیشتر دنبال فحشا هستند. یا این که در مردان لذت جنسی و تحریک بصورت بصری نمود بیشتری دارند. اما می گویند راه درمان پوشش خانم ها نیست. راه این است که جامعه و مردان بیاموزند باید خود را کنترل کنند. مثال می زنند در غرب در سطح جامعه و بصورت بشتر در مناطقی مانند ساحل دریا یا استخر اختلاط جنسی با پوشش محدود وجود دارد ولی مردات خود را کنترل می کنند. یا بعلت رشد فرهنگ پدیده چشم چرانی در غرب خیلی کمتر از ایران رخ می دهد. در این نوشته می خواهم این سخنان را نقد کنم و بگویم چرا این راهکار جانشین حجاب نمی شوند. ابتدا باید ذکر کرد تقلیل حجاب به عامل مصونیت زن متاسفانه ناکامل و اشتباه است. تبلیغ و تاکید ما بر این وجه حجاب باعث شده نقد به حجاب هم متمرکز بر این نکته باشد. همانطور که قبلا شرح داده شد حجاب بیش از فایده فردی فایده اجتماعی دارد. آماری که بصورت خلاصه در نوشتار قبلی ارائه شد نشانگر فایده اجتماعی حجاب در تحکیم خانواده است. ان شا الله در آینده مطلبی در مورد فایده تحکیم خانواده هم خواهم نوشت تا مشخص شود چرا این موضوع می تواند اهمیتی در حد بقای بشریت! داشته باشد. اما در پاسخ به این دوستان که وجه مصونیت حجاب را نقد می کنند باید گفت اتفاقا بر خلاف ظاهر آمار جرائم جنسی مانند تجاوز در غرب بسیار بالاتر از کشورهای اسلامی است. آمار جمع آوری شده توسط سازمان ملل: www.unodc.org/documents/data-and-analysis/Crime-statistics/Sexual_violence_sv_against_children_and_rape.xls
نشانگر این نکته است در کشورهای غربی آمار تجاوز حدود 10 برابر کشورهای اسلامی مانند سوریه و مصر است. جالب این است که در کشوری مانند سوئد که خانواده در آن استحکام کمتری نسبت به دیگر کشورهای توسعه یا فته دارد آمار تجاوز بالاتر است. آمار حاصل از مصاحبه با یک نمونه آماری در آمریکا
<https://www.ncjrs.gov/pdffiles1/nij/182369.pdf >نشان می دهد از هر چهار زن آمریکایی یک نفر در طول عمر حداقل یک بار دچار تجاوز شده است! در مورد ایران آمار رسمی پیدا نکردم ولی حتما تایید خواهید کرد به هیچ وجه از هر چهار زن یک نفر چنین تجربه ای ندارد. احتمالا آمار ایران مشابه ترکیه یا سوریه خواهد بود. علت این که بصورت روانی فکر می کنیم آمار در ایران بیشتر است حساسیت بالای جامعه به این مسائل است. مثلا اخیر در پی تجاوز یک افغانی به یک دختر ایرانی در یزد مردم یزد به محله افغانی ها حمله کرده اند و بصورت فیزیکی در گیر شده اند و علاوه بر ضرب و شتم، خانه عده ای از مهاجران افغان را آتش زده اند. در حالی که جرائم مشابه در غرب از سوی مهاجران به کرات صورت می گیرد. اما در غرب خیلی بخواهند واکنش نشان دهند یک تظاهرات می کنند. مثلا چند ماه پیش چند مرد مسلمان به چند دختر نژاد سفید در انگلستان تجاوز کرده بودند ولی واکنش تظاهراتی محدود بود که علت آن هم بیشتر مسائل نژادی بود یعنی اگر دو طرف ماجرا از نژاد سفید بودند احتمال بالا همان تظاهرات هم رخ نمی داد. یعنی چنین امری در غرب خیلی عادی تر شده است و جامعه با رخداد آن ملتهب نمی شود. علاوه بر این مجازات تجاوز به عنف در ایران اعدام است. این که اعدام مجازات خوبی است یا نه (بخصوص برای چنین جرمی) بحث دیگری است ولی واضح است که باعث می شود خیلی بیشتر مجرمان جرائم جنسی در صدر خبر قرار بگیرند. ولی همانطور که گفته شد آمار بیانگر این است که جرم های جنسی در غرب خیلی بیشتر است. در اصطلاح مهندسی حدود یک اردر بیشتر است. بنابراین اشتباه است بگوییم مردان غربی بعلت افزایش فرهنگ خود را بهتر کنترل می کنند. دقت کنید حتی اگر تجاوز به عنف صورت نگیرد، رابطه خارج از چهارچوب خانواده حاکی از عدم کنترل است که در نوشته قبل چند مثال داده شد که حتی در بین سران کشورهای غربی چنین امری صورت می گیرد. وقتی آمار تجاوز این قدر بالا است، حتما روابط مرضی الطرفین خارج از چهارچوب خیلی گسترده تر است. اما نکته ای وجود دارد که با توجه به تجربه شخصی از جامعه ایران و کانادا قبول دارم. یکی از نکات ملموس چشم چرانی کمتر مردان کانادایی است. در حالی که پوشش خانم ها خیلی کمتر از ایران است. بخصوص در فصل گرما بسیاری بیش از نیم برهنه هستند! الان تصور کنید خانمی با این وضع در خیابان های ایران ظاهر شود. فکر کنم همه نگاه ها بر روی متوقف شود. احتمال بالا مورد تعرض زبانی و حتی بیشتر قرار خواهد گرفت. شما این را کمتر در کانادا می بینید. اما نکته مهم این است که دلیل آن فرهنگ بالای آقایان و کنترل نگاه توسط آنان نیست. اصلا چشم چرانی آن قبحی که در جامعه ایران دارد در اینجا ندارد.دلیل عمده آن این است که سطح حساسیت و تحریک پذیری جنسی مردان بالا رفته است. این موضوع را خود به شخصه احساس کرده ام. یعنی بعد از مدتی زندگی در این محیط آستانه تحریک انسان بالا می رود چه برسد به این که از کودکی در چنین محیطی انسان بزرگ شود. در ایران فردی را می شناختم که با مشاهده یک دختر بدحجاب دچار تحریک می شد و حتی محتلم می شد! ولی اینجا می بینید که مرد و زن براحتی با هم استخر می روند یا در ساحل دریا شنا می کنند و آفتاب می گیرند. حتی مناطقی وجود دارد که افراد در آن کاملا و 100% برهنه هستند. محتلم شدن آن پسر ایرانی به خاطر بی ظرفیت بودن او نیست بلکه بخاطر این است که آستانه تحریک او بسیار پایین است. حالا ممکن است بگویید چه عیبی دارد آستانه تحریک بالا بیاید؟ جواب این است که دقیقا همین نکته است که سست شدن خانواده را بدنبال دارد. یعنی ارضا شدن انسان ها سخت می شود. از همین روست که خیانت های جنسی شایع می شود. انواع اسباب و ابزار، قرص و دارو و محرک ابداع می شود تا بگونه ای انسان ها ارضا شوند. یا انحرافات دیگر مانند روابط جنسی خارج از چهارچوب زن-مرد شایع می شود. اما وقتی مرد در سطح جامعه تحریک نشود براحتی داخل خانواده ارضا می شود و نکات منفی نوشته قبل بوجود می آید. هدف از بیان این نکات این بود که بگویم کنترل مردان بدون حجاب در عمل جواب بهتری نداده. اگر کسی به حجاب انتقاد دارد ابتدا باید جایگزین مناسب ارائه کند. آمار نشان می دهد سیستم غرب جانشین مناسب نیست. پ.ن.1:با پسر زیمبابوه ای قبلا اشاره کردم دوباره صحبت می کردم. پرسیدم در کشور شما آیا کسی به مسیح در رسانه ها توهین می کند؟ گفت:نه. گفتم اگر توهین کند چه اتفاقی می افتد؟ گفت: چنین رفتاری از سوی جامعه قبول نمی شود. در حالی در کانادا قضیه متفاوت است و کاریکاتورهای مسیح هم چاپ می شود. این نکته را الان بیان می کنم که در آینده در مورد آزادی بیان مطلبی بنویسم. پ.ن.2: چند وقت پیش در اتوبوس دیدم یک خانم بیحجاب در حال قرائت قرآن هست. تعجب کردم. خوب که دقت کردم دیدم قرآن نیست. خانم داشت کتاب زبور داوود رو به زبان عربی می خوند. ولی کتاب رو خیلی شبیه قرآن چاپ کرده بودن و به احتمال بالا خانم از مسیحیان عرب بود. جالبه بدونید بیش از نیمی از اعراب مهاجر به آمریکا مسیحی هستن.